السيد الطباطبائي ( مترجم : مهدى تدين )
23
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى )
2 . موضوع فلسفه از آن جهت كه عامترين چيزهاست و هيچ چيز نمىتواند خارج از آن ثبوت يابد ، هرگونه محمولى كه براى آن اثبات گردد ، يا خود عين موضوع است ، مانند : هر موجودى ( از حيث وجود ) واحد است ، يا : هر موجودى بالفعل است ؛ كه در اينجا واحد يا بالفعل ، گرچه از حيث مفهوم با موجود مغايرند ، ليكن از حيث مصداق عين آنند ؛ و اگر جز اين بود نه از جهت ذات خود ثابت بودند و نه از حيث اثبات آنها براى موضوع ، يعنى موجود مطلق . و يا آنكه محمول ، عين موضوع نيست و اخصّ از موجود عام است ليكن چيزى غير از آن هم نيست . چنانكه گوييم : علت ، موجود است . كه در اين قضيّه ، علت گرچه اخصّ از موجود مطلق است ، ليكن حيثيتى خارج از موجوديت عام ندارد و گرنه باطل بود . اينگونه اوصاف با آنچه در برابر آن قرار دارد ، از نوع قضاياى مردد المحمول است « 1 » و اطراف ترديد بر روى هم مساوى با موجوديت عامّ است . مانند اينكه گوييم : هر موجودى يا بالفعل است يا بالقوه . اكثر مسائل در فلسفه بهصورت تقسيم جريان مىيابد ، مانند تقسيم موجود به واجب و ممكن و تقسيم ممكن به جوهر و عرض و
--> ( 1 ) . قضاياى مردّد المحمول قضايايى است كه در آنها نسبت هر يك از دو يا چند محمول براى موضوع مورد ترديدباشد ، اين نوع قضايا جزء اقسام قضاياى منفصله بهشمار مىرود . اينگونه قضايا از تقسيم موضوع به دو يا چند چيز به وجود مىآيد و مىتوان هر يك از آنها را جداگانه بر موضوع حمل كرد و چند قضيّه مستقل به وجود آورد ، چنانكه در مثال متن كتاب ملاحظه گرديد . مثلًا هر موجود يا بالفعل است يا بالقوه ، كه اصل آن اين است كه موجود تقسيم مىشود به بالفعل و بالقوه و مىتوان گفت : وجود بالفعل است و وجود بالقوه است . يا گوييم : حيوان يا انسان است يا اسب يا سگ ( و يا هر حيوان ديگر ) كه عكس آن چند قضيهء حمليّه است بدين ترتيب : انسان حيوان است ، اسب حيوان است ، سگ حيوان است ، و غيره